به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران با انتشار گزارشی نوشت:
شی جینپینگ رئیسجمهور چین اخیراً پیش از سفر به واشنگتن، در سفر خود به قاهره و دیدار با همتای مصری خود در ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ یک ابتکار ۴مادهای را برای معماری امنیتی جدید غرب آسیا ارائه کرد. ابتکار مطرحشده در مصر از سطح مشخص کردن اصول در ابتکار آوریل ۲۰۲۶ در امارات، به سمت کنشمحوری ایجاد معماری امنیت درونزای منطقهای تکامل یافته است.
چه چیز جدیدی در طرح وجود دارد؟
در ماده اول طرح جدید چین صریحاً از «بازسازی معماری امنیتی منطقه توسط خود کشورهای منطقه» صحبت میکند. یعنی دیگر فقط میان بازیگران موجود واسطه نیست، بلکه درباره تنظیم قواعد روابط آنها نیز پیشنهاد داده است. چین در پیشابحران میتوانست با هر بحران (ایران و عربستان، فلسطین، سوریه و...) جداگانه تعامل کند، اما ماده دوم میگوید بحرانهای خاورمیانه به هم مرتبطاند و باید «راهحل جامع» داشت و مسئله فلسطین را هسته مسئله غرب آسیا میداند. ماده سوم، «توسعه، امنیت مسیرهای دریایی و درهمتنیدگی منافع اقتصادی» را بنیان امنیت پایدار معرفی میکند. ماده چهارم چارچوب هنجاری مشخصی متشکل از منشور ملل متحد، حقوق بینالملل و مخالفت با یکجانبهگرایی عرضه کرده است.
مهمترین تفاوت پیشنهاد 4مادهای اخیر چین نسبت به ابتکارهای سابق، تکامل تدریجی رویکرد پکن از نگاه مسئلهمحور ـ موردی به رویکردی کلان ـ ساختاری است. این تحول، ضمن بهرسمیتشناختن وجود یک معماری امنیتی منطقهای ناقص که در دیدار وانگیی و عراقچی نیز مورد اشاره قرار گرفته است، راهکاری چینی برای ایجاد امنیت درونزای منطقهای ارائه میدهد.
چرا اکنون؟
موضعگیری چین در معماری امنیت منطقهای غرب آسیا ریشه در خلأ امنیتی ناشی از تضعیف اتکای کشورهای منطقه به آمریکا دارد. درگیریهای اخیر و اختلال در امنیت خلیجفارس و تنگه هرمز اعتماد به تضمینهای امنیتی واشنگتن را کاهش داده است. اکنون آمریکا دیگر حافظ وضع موجود محسوب نمیشود. پکن این وضعیت، به همراه مواردی مثل پیمان مکه را پنجره فرصتی دیده که باید با آن همراه شود.
حتی نزدیکی ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ نشان داد بدون چارچوب بزرگتر نمیتوان از جنگهای بعدی یا سرایت بحران جلوگیری کرد. در این زمینه امنیت درونزا و جمعی کشورهای منطقه میتواند با دو وجه کاهش نقش قدرت خارجی و استقبال از خوداتکایی راهبردی قدرتهای میانی دنبال شود.
نقش فعال پکن در منطقه؟
چین میکوشد از تکرار تجربه آمریکا و گرفتار شدن در تعهدات امنیتی فزاینده و بار مسئولیت آن اجتناب کند. ازاینرو، پکن ترجیح میدهد نقش خود را بیشتر در مقام تسهیلکننده، مشارکتکننده و شکلدهنده به ترتیبات منطقهای ایفا کند.
تنها ماده سوم یعنی پیوند امنیت با توسعه، بر ایفای نقش چین اشاره دارد. بااینحال تأکید چین بر حفاظت از مسیرهای کشتیرانی نیز بیش از آنکه نشاندهنده تمایل پکن به ایجاد حضور امنیتی مستقیم در منطقه باشد، بیانگر پیوند دادن امنیت با استمرار تجارت و توسعه اقتصادی است.
موانع تحقق
اولین مانع توان و ظرفیت چین برای اجرایی کردن طرح است. پیشنهادات چین بهجز مورد میانجیگری بین ایران و عربستان، عموماً در همان مرحله پیشنهاد باقیماندهاند.
مانع دیگر را میتوان اختلاف کشورهای منطقه بر سر تعریف امنیت و حتی تهدید مشترک در نظر گرفت. همچنین ماهیت وجودی کشورهای عربی خلیجفارس بهگونهای است که در بهترین حالت فقط حاضرند تعهد امنیتی مضاعف چین را بپذیرند و حاضر نیستند روابط امنیتی با آمریکا را محدود کنند.
چین در این ابتکار تأکید کرده است که مسئله فلسطین نباید به حاشیه برود. گره خوردن سیاستهای تهاجمی اسرائیل و آمریکا برای ضربه به محور مقاومت و تعریف آن بهعنوان تکمیل بخشی از شطرنج مهار چین چیزی نیست که به اراده چین تغییر یابد.
جمعبندی
پیشنهاد چین به دنبال تغییر تدریجی ساختار قدرت در منطقه است. در حال حاضر چین به لحاظ توان و اراده سیاسی، قصد ندارد جایگزین آمریکا شود، اما با ارائه چارچوب فراگیر، سعی دارد فضای سیاسی لازم را برای تقویت روابط بین کشورهای منطقه باهم و حفظ روابط با همه طرفها ایجاد کند. ترجیح چین این است که آمریکا دیگر تنها ضامن امنیتی منطقه نباشد و همزمان کشورهای منطقه در راستای مسئولیتپذیری منطقهای و کاهش وابستگی یکجانبه به خارج، نظم منطقهای چندجانبهگرایانه را عملیاتی سازند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.



